درباره وبلاگ

کاش در این دنیا کسی هم مرا یاری می کرد
کاش می توانستم با کسی درد دل کنم
تا به او بگویم:
که من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
گریستن را همچون تمنایی نا ممکن و محکوم اموخته ام..................![]()
ومن...............ان پرنده ی ترد و نازک بالم.......................![]()
تا کی مجال پریدن در اسمان فلزی را دارم.......................................![]()
گویا تارک دنیا شده ام.................................![]()
و بهترین نماد دلتنگی ام.................. باران...............![]()
وتمام تلاش خود را ........................با سکوتی مات و غمگین.................![]()
عقیم گذاشته ام و من.....................همه چیز داشتم و اکنون هیچ ندارم...........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نظر یادتون نره.....................
جون من.....................![]()
نورانی باشید همچون ستاره ی دریای مغرب![]()
نوشته شده توسط سارا در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
سرنوشت![]()
سکوت و باز هم سکوت
تا کی می خواست به این سکوت ادامه دهد...
سرش را بالا گرفت.......همه نگاه ها خيره به او بود...........
بعضي ها فقط نگاهش مي كردند.......و بعضي لبخند مي زدند....![]()
توي چشمان پدر و مادرش اشك حلقه زده بود.....![]()
به بغل دستي اش نگاه كرد....انتظار بيشتر از همه در چشم هاي او موج
ميزد.........نمي خواست بيشتر از اين منتظرش بگذارد......
بالاخره سكوت را شكست و ارام گفت بله...
........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ارزومند ارزوهاي شيرينتون.....
فقط نظر يادتون نره.........![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط سارا در یکشنبه هجدهم تیر 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
دست ها بالا بود............هرکسی سهم خودش را طلبید.................
سهم هرکس که رسید...............داغ تر از دل ما بود........... ولی..............![]()
نوبت من که رسید.......................سهم من یخ زده بود.................![]()
سهم من چیست مگر........................یک پاسخ...........................![]()
پاسخ یک حسرت........................سهم من کوچک بود...................
.
قد انگشتانم...........................عمق ان وسعت داشت............................![]()
وسعتی تا ته دلتنگی ها..........................![]()
شاید از وسعت ان بود که بی پاسخ ماند............................![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نورانی باشید همچون ستاره ی دریای مغرب...........![]()
فقط نظر یادتون نره..............![]()
نوشته شده توسط سارا در جمعه شانزدهم تیر 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
یک شب در رویا هایم با ستاره ها خواهم بود..........![]()
درفراسوی اسمان ها با فرشته ها قدم بر ابر ها خواهم گذاشت.......![]()
تا تک ستاره ی عشق را پیدا کنم
.............![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ارزومند ارزوهای بزرگتون...................![]()
نظر یادتون نره................................................![]()
نوشته شده توسط سارا در جمعه شانزدهم تیر 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت